💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

اسیر شده در تاریکی ها


آرشيو مطالب

آذر 1404

آذر 1399

مهر 1393

شهریور 1393

اسفند 1392

آذر 1392

فروردین 1392

بهمن 1391

دی 1391

آذر 1391

آبان 1391

مهر 1391

شهریور 1391

مرداد 1391

تیر 1391

خرداد 1391

اردیبهشت 1391

تیر 1390

خرداد 1390

اردیبهشت 1390

فروردین 1390

بهمن 1389

دی 1389

آذر 1389

آبان 1389

مهر 1389

شهریور 1389

موضوعات

عکس ها

other

نجوا

نوشته هایzack

نوشته های zack

عناوین مطالب وبلاگ


نويسندگان
zack


درباره وبلاگ



هوا تاریک است وگویی من از همیشه تنها ترم کنج دیوار چمباتمه زده ام و تنها امیدم رهایی ست
labkhanderangi@gmail.com

مطالب پیشین

post

دريا و مرد

باید گازش گرفت

heart pics

مطالب مهمی در مورد آغوش

post

زخم

two

مشکلات با کلاسی

متن یه آهنگ ( چاووشی)

تبلیغات


تبلیغات



آمار بازديد

:: تعداد بازديدها: 408
:: کاربر: Admin


5-0

بسی لذت بردیم از برد 5انگشتی بارسلونا



نوشته شده توسط darkness در سه‌شنبه 09 آذر 1389

ارسال نظر(0)



شادابی

می خوام بگم که اونایی که این مطلب رو میخونین......آهنگ های شاد باعث میشه روحیتون عوض شه...ناخودآگاه به وجد میاین و دوست دارین خوشحال باشین.....خود من اینو تجربه کردم.....خیلی تاثیر داره همون طور که آهنگ غمناک اشک آدم رو در میاره.....شاد باشین تا همه چی خوب بگذره.....تا توی جنگ با دنیا همیشه پیروز شین



نوشته شده توسط darkness در دوشنبه 08 آذر 1389

ارسال نظر(0)



تجربه

انقدر فضولم که آخر یه بلایی سر خودم میارم.......دیروز یه تجربه هی داشتم که میدونم هیچ کدوم از دوستام تا به حال تجربه اش نکردن......و از این همه فضولی و کنجکاوی خودم تعجب کردم.....من یه بار ماهی زنده خوردم سر کل....دیشب هم سر کل....که یه جورایی دوست داشتم که ببینم چیه....اکلش زبونم رو داغ کرد بعدش سرم.....با این که کم خوردم ولی انقدری منو گرفته بود که دوست داشتم همش بالا و پایین بپرم......



نوشته شده توسط darkness در شنبه 06 آذر 1389

ارسال نظر(0)



روانشناسی

روانشناس ها میگن اگه به خودتون تلقین کنین که شادین شاد میشین......من شادم شاد شاد...اصلا میدونی چیه همه چی آرومه تو کنارم نیستی آخ چقدر حال میده تنهایی......من که شاد شدم....شما هم امتحان کنین



نوشته شده توسط darkness در سه‌شنبه 02 آذر 1389

ارسال نظر(1)



بخشی از خاطره هام

از بس گریه کردم چشام پف کرده...دلم خیلی گرفته با کی حرف بزنم.....با سیلی صورتم رو سرخ نگه داشتم....کاش بودی و میفهمیدی چمه



نوشته شده توسط darkness در جمعه 28 آبان 1389

ارسال نظر(0)



تولدت مبارک....

دو روز پیش تولدم بود و من هیچ حسی نداشتم.....حتی حس نمیکردم که یه سال به سال های عمرم اضافه شده......برعکس هر سال تولدی در کار نبود فقط چند نفر بهم اس دادن و تبریک گفتن....حالم گرفته است....این یه سال که اینجوری رد شد......مهم نیست

از این بدتر هاش هم تو راهه



نوشته شده توسط darkness در یکشنبه 23 آبان 1389

ارسال نظر(0)



بارون

دلم گرفته...چرا بارون نمیاد....تا صدای چیک چیکش رو ناودون خونمون بره تو مخم و نذاره که خوابم ببره....

آهای بارون با توام ببار دیگه ببین من اینجا منتظرتم....کاش الان بارون بیاد تا زیرش قدم بزنم و گریه کنم



نوشته شده توسط darkness در یکشنبه 23 آبان 1389

ارسال نظر(0)



بی قرار

وقتی که نیستی آروم و قرار ندارم وقتی هم که هستی انقدر سرد و ساکت و کمرنگی که یادم میره پیشمی و همیشه حسرت بودنت رو می خورم......روزی باشه که باشی نه باشی و نباشی.......



نوشته شده توسط darkness در چهارشنبه 19 آبان 1389

ارسال نظر(0)



گاهی

گاهی فقط برای ابراز وجود آپ میکنم...نمونه اش الان....من اینجام...همه بدونین که من هستم.



نوشته شده توسط darkness در دوشنبه 17 آبان 1389

ارسال نظر(0)



وبلاگ من...دفتر نوشته های من

خوب اینم از تنوع مذکور که تموم شد....دلم واسه وبلاگم تنگیده بود....سلام وبلاگ دوست داشتنیه من.....برگشتم تا لحظه هام رو این جا ثبت کنم.

شده تا حالا یکی انقدر غر بزنه که انگار سرت داغ کرده باشه و گذاشته باشنش لای منگنه یه دیوار و هی فشارش بدن.....الان این حس رو دارم کاش دشتم دم دست بود

ولی جدی عوض شدم کلی فرق کردم....کلی



نوشته شده توسط darkness در یکشنبه 16 آبان 1389

ارسال نظر(0)




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 2453 This Template By LoxBlog.Com