اسیر شده در تاریکی ها
هوا تاریک است وگویی من از همیشه تنها ترم کنج دیوار چمباتمه زده ام و تنها امیدم رهایی ست labkhanderangi@gmail.com
:: تعداد بازديدها: 489 :: کاربر: Admin
توی خیابون قدم میزدم و به این فکر می کردم که کجا برم تا دیرتر به خونه برسم داشتم به این فکر می کردم که وقتی برگشتم خونه چه خالی ای واسه آدمای توی خونمون ببندم و بگم به چه بهونه ای 3 ساعته که توی خیابونا قدم میزنم.
نوشته شده توسط darkness در جمعه 26 شهریور 1389
Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 2453 This Template By LoxBlog.Com